Helping Hands: Our Stories, Part Five

Our Stories
Helping Hands: Our Stories, Part Five 1

My life in the UK is completely different than my life in Iran. In Iran, I lived with my family but here I am alone. Before, my mom cooked for me and managed the home but here I must do all of these tasks alone. I have hope for myself here. I have to get used to this situation and increase my self-confidence so that I can have a mentally healthy life.

My life in lockdown was a big challenge. I couldn’t speak English so I decided to use the time to learn by watching English movies, listening to English music and reading English history books. Some of these books I was able to get from The Comfrey Project who also provided me with phone credit so I can use the internet. Another organisation arranged for weekly calls to practice speaking English with me. It has all been very helpful. I want to keep learning so that I can speak very well and become a member of this community and make good friends to have a happy life.

For me, The Comfrey Project means a friend, a good friend. They listen to my problems and care about me. They take my improvement very seriously and help me to find my talents and gain confidence. They guide me to live a happy life and teach me about English culture and how I can be helpful here in the UK. The Comfrey Project is a good friend, a good friend who helps me accept myself the way I am. As long as there is The Comfrey Project, I am happy because someone cares about me.

زندگی من در انگلیس با زندگی من در ایران کاملا متفاوت است. در ایران ، من با خانواده ام زندگی کردم اما اینجا تنها هستم. پیش از این ، مادرم برای من آشپزی می کرد و خانه را اداره می کرد اما در اینجا باید همه این کارها را به تنهایی انجام دهم. من اینجا به خودم امیدواری بدهم و به این شرایط عادت کرده و اعتماد به نفس خود را افزایش دهم تا بتوانم از نظر روانی زندگی سالم داشته باشم

زندگی من در بند یک مشکل بزرگ بود. من نمی توانستم انگلیسی صحبت کنم بنابراین تصمیم گرفتم که با تماشای فیلم های انگلیسی ، گوش دادن به موسیقی انگلیسی و خواندن کتاب های داستان انگلیسی ، یاد بگیرم. بعضی از این کتابها را که توانستم از پروژه کمفری بگیرم و هر هفته از یک سازمان دیگری با من تماس می گرفتند تا با من انگلیسی صحبت کند. خیلی مفید بود من می خواهم به یادگیری خود ادامه دهم تا بتوانم خیلی خوب صحبت کنم و عضوی از این انجمن شوم و دوستان خوبی برای داشتن یک زندگی شاد پیدا کنم.

برای من ، پروژه Comfrey به معنای یک دوست ، یک دوست خوب است. آنها به مشکلات شما گوش می دهند و به من اهمیت می دهند. آنها بسیار جدی به من می آموزند و به من کمک می کنند تا استعداد و اعتماد به نفس خود را پیدا کنم. آنها مرا راهنمایی می کنند تا زندگی شادی داشته باشم و به من در مورد فرهنگ انگلیسی و اینکه چگونه می توانم در اینجا در انگلستان مفید باشم آموزش می دهند. پروژه کامفری دوست خوبی است ، دوست خوبی است که به من کمک می کند خودم را همان گونه که هستم بپذیرم. تا زمانی که پروژه Comfrey وجود دارد ، من خوشحالم زیرا کسی به من اهمیت می دهد.



The Helping Hands campaign was organised by a group of Comfrey volunteers who wished to share glimpses of stories that inspired them during the past year. Stories that highlight challenges, hopes and dreams unique to refugees, and others which are shared amongst humans regardless of background. A crowd-funding campaign has been created alongside this effort, in order to raise funds for The Comfrey Project to help us repair our polytunnel at the Windmill Hills garden and raise security on the site. 

Click HERE to donate to Helping Hands.